حاج ملا هادي السبزواري
342
شرح مثنوى
( ( 1681 ) ) ترك را آن شب نبرد از غصه خواب * با خيال دزد مىكرد او حراب ن 1125 16 - ك 377 27 حراب : محاربه . ( ( 1683 ) ) پس سلامش كرد گرم و اوستاد * جست از جا لب به ترحيبش گشاد ن 1125 18 - ك 377 28 ترحيب : مرحبا گفتن . ( ( 1688 ) ) گفت صد خدمت كنم اى ذو و داد * در قبولش دست بر ديده نهاد ن 1126 1 - ك 377 30 ذو و داد : عربى است ، يعنى صاحب دوستى . ( ( 1691 ) ) وز بخيلان و ز تقصيراتشان * از براى خنده هم داد او نشان ن 1126 4 - ك 377 32 تقصير : در بعض نسخ « تخسير » از خسارت است . يعنى زيان كردن . ( ( 1697 ) ) اطلس چه ، دعوى چه ، رهن چه ؟ * ترك سر مستست در لاغ اى اچه ن 1126 12 - ك 377 36 اى اچه : اى برادر . تركى است . ( ( 1699 ) ) گفت لاغى خندمينى آن دغا * كه فتاد از قهقهه او بر قفا ن 1126 14 - ك 377 37 از قهقهه او بر قفا : اصح است از آن چه در نسخهء ديگر است . ( ( 1700 ) ) پارهء اطلس سبك بر نيفه زد * ترك غافل خوش مضاحك مىمزد ن 1126 15 - ك 377 38 نيفه : بند ازار و شلوار و محل آن . مىمزد : مزه مىكند و مىمكد . ( ( 1702 ) ) گفت لاغى خنديينتر ز ان دو بار * كرد او اين ترك را كلى شكار ن 1126 17 - ك 377 39 خنديين : با يا و نون ، علامت دارايى ، چون آتشين . ( ( 1703 ) ) چشم بسته عقل جسته مولهه * مست ترك مدّعى از قهقهه ن 1126 18 - ك 377 39